تراوشات چسبناک ذهن یک دختر منحرف
گفتم بمـــان، نمـاند! با خود عهد بستم که اگر هم آمد به او حرفی نزنم او که رفت و نماند من ماندم و خو گرفتم به ماندن ِ بی من! + خـدا به مردم ما علاوه بر پول خرید بلیط هواپیما یه کم هم فرهنگ هواپیما سواری عنایت کنه!! یه وقتا میمونم تو کار خودم که اینم شد شغل!! طرف ادعای پرواز با امارات و قطری و داره اون وقت حتی بلد نیست فرم ایمیگریشن پر کنه!!فک کن مجبور باشی تو ۹۰ درصد مواقع با این تیپ مسافرا سر و کله بزنی و تحملشون کنی!! ای خـــــدا......... + از اونجایی که تو سه روز ۵ تا امتحان دارم تصمیم گرفتم درس بخونم!!! البته هنوز ۲ تا کتاب ندارم!! دانشگاه داره اذیتم میکنه، فعلا به این نتیجه رسیدم که ایت ترم که تموم شد مدرک معادل بگیرم، به مامان اینا هم گفتم... نمیدونم بعدش چی میشه ولی واقعا نمی کشم...اگه قرار بود بین درس و کارم تعادل برقرار بشه تو این ۲ سال شده بود... + حکمت وزیدن باد رقصاندن شاخه ها نیست، امتحان ریشه هاست!! + سامی میشه یه خبـری از خودت بدی؟! مُردم از نگـرانی!!! + و جنبش سبـز ما ادامه دارد... همیشه سبــــز من گمان می کردم دوستی همچون سروی سر سبز چهـار فصل همه آراستگی است من چه میدانستم هیبت بـاد زمستانی هست من چه میدانستم سبزه می پژمرد از بی آبی سبزه یخ میزند از سردی دی من چه میدانستم دل هر کس ،دل نیست قلبهـا صیقلی از آهن و سنگ قلبهـا بی خبـر از عاطفه اند سخن از مهـر من و جـور تو نیست سخن از متلاشی شدن دوستی است و عبث بودن پنـدار سرور آور مهــر ....... + دلم میخواست تو این تاریخ با حال یه چی نوشته باشم...بیشتر از اون دلم میخواست برم یه مهمونی ...برم کلا خوش گذرونی نه پـرواز!! بچه ها دیشب رفتن تور "مرنجاب" که نشد بـرم + بـالا سری مطمئنی الان جای حق نشستی؟! البته یه کمش و دیدم اما بیشتر تر میخوام... دوست دارم موقعی که من میخوام بشه!!!
![]()
| Design By : Night Skin |


